
اینجایم....
اینجا ...
در میان حجمها و سطوح صاف و صیقلی، گاه زبر و زاویه دار، تیز یاگاهی نرم ...
دیر زمانی است اینجایم
در میان چیزها... چیز هایی که گاه ازشدت خشکی صدای شکستن میدهد وقتی از لابه لایش عبورمیکنم ....
تنهاخودم را حس میکنم... بر خود آشنا هستم ...و به خود شکی ندارم ...
در تاریک روشنای ذهن من ، بیرون از من ، بیرون از خود من ، حجمها و سطح ها و رنگها و ... تار و مبهم، کدر و متغیر، محو و واضح ، می آیند و می روند ...
من اینجایم ، اینجا در میان محو و وضوح ....
اینجا ....
جایی که خانه ام نیست
اول:
اینجا پنجره ای نیست من هستم ... تو... و تمام سطوح در هم تاب خورده ی ذهن.
ایستاده ام, در کنار تو...و هیچ نمی دانم, مماس با خطوطی که مرزهای وجودم را به سخره خواهند گرفت, اینجا, درست همین جا... جایی که خانه ام نیست.
دوم:
دست می کشم و می لغزم بر سطوح در هم تاب خورده ی زمان. پریشان حال و پریشان گیسو مرزهایم را به نظاره نشسته ام بی هیچ ردی, میان همه ی چیزهایی که کم بوده و کم اند جای خالی پنجره ای که هیچ وقت باز نخواهد بود. گویی تا ابد بایدحسرت به دل رها شوم در عصیان یک آشوب.
سوم:
بوی عجیب و غریبی می پراکند دورو برش دختر. رقصان و پایکوبان, در آرامش خاکستری تردید, در خشونت سطوحی بارور شده از توهم و خیال. اینجا هوا سرد است.
پلان آخر:
بیا جلو...لبخند بزن...و هیچ را بزرگوارانه معنی بخش. ایستاده ام, برلبه ی همین مغاک و زاده شدن تکراری ام را به تماشا نشسته ام. بمان, همینجا و به نشانه ی رفاقت دست بده...درست همین جا ...جایی که خانه ام نیست
نمایشگاه نقاشی خانم غزل کاشی از 3 آبان در گالری احسان افتتاح می گردد. این گالری تا 8 آبان ماه ادامه خواهد داشت. ساعت بازدید از این نمایشگاه 16:30 الی 20 می باشد.
