
هنرنامه؛ خط ویژه داستان چند جوان است که قصد دارند حساب بانکی یک آقازاده را خالی کنند اما به اشتباه پول را به حساب دو نفر دیگر واریز می شود و از اینجا پایه های درام شکل می گیرد .
عوامل فیلم : مصطفی کیایی کارگردان فیلم، هومن سیدی، سام قریبیان، پریناز ایزدیان، میلاد کی مرام، هانیه توسلی، میترا حجار و مجتبی کیایی بازیگران، رضا یزدانی و سینا حجازی خوانندگان تیتراژ و نیما جوزانی .
در سومین روز از 32 جشنواره فیلم های دولت امید که تمامی فیلم های منتخب آن بوی ناامیدی و زندگی های به هم ریخته با زندگی های سراسر آشفته و درگیر مشکلات را به تصویر می کشید، امروز در سومین سانس سالن حافظ برج میلاد روایت دیگری از همان مشکلات؛ خانه، ازدواج، بدبختی و... که گریبان گیر مردم است از سوی مصطفی کیایی به تصویر شد.
مصطفی کیایی کارگردان و نویسنده فیلم که «بعد از ظهر سگی سگی » و « ضد گلوله» را در کارنامه قبلی خود دارد، نشان داده که تقریبا گیشه را خوب می شناسد و می داند بیش از هرچیز برای رسیدن سریعتر به مقصد باید از «خط ویژه» عبور کند.
«خط ویژه» یک کارتون سینمایی است. یک کارتون سیاه سیاسی (black Humo)، یک کارتون سیاه اجتماعی که جامعه دیروز،امروز و شاید فردا این جامعه را به تصویر می کشد.
فیلم با ثبت «هلی شات» های خوب و چشم نواز با فیلمبرداری مهدی جعفری آغاز می شود و در ادامه با یک تیتراژ خوب، برگرفته از یکی دو فیلم هالیودی مخاطب را راغب می کنید که ادامه فیلم را همراهی کند.
اگر چه کارگردان فیلم خودش اعتقادی به سیاسی بودن فیلم ندارد ولی به راحتی در دقیقه های ابتدایی فیلم و ورود «سام قریبیان» به بانک و تهدید رئیس بانک، داستان فیلم لو می رود.
روایت فیلم درعین سادگی به یک طنز مستتر به دور ازهر گونه لودگی، از ابتدا تا انتها در سطح باقی می ماند و فیلم بدون هیچ پیچیدگی که مخاطب نتواند آنرا پیش بینی کند ادامه پیدا می کند.
«کیایی» گیشه را خوب می شناسد، به همین علت علاقه های جامعه اش را خوب می شناسد و سه شناسه حساس جامعه یعنی مشکلات اقتصادی، سیاست و طنز را خوب در کنار هم چینش کرده است. در حقیقت دال و مدلول را با شیرازه طنز خوب کنار هم می گذارد.
در این میان بازی خوب «هومن سیدی» به عنوان هکر، نقش کلیدی را برای ادامه فیلم بازی می کند. اگر چه « کی مرام » سعی بر این دارد که بازی خوبی را در گفتگوی با خواهرش در تنهایی و چرایی رابطه اش با مرد غریبه به نمایش بگذارد؛ که تقریبا موفق هم بوده است.
سارقین و افرادی که بعدها به آنها ملحق می شوند در یک برزخ «خوف و رجا » به سر می برند ولی «کیایی»، این اجازه را به بیننده و مخاطبش می دهد که برای حل مشکلاتش و بدست آوردن حقوق مثلا از دست رفته شان به هر کاری باید دست زد. قانون باید برای حفظ حقوق جان و مال یقه سفید ها، آقا زاده ها، پولدارها، صاحبان قدرت و... عمل کند.
«کیایی» به قول خود حرفش را از زبان «هومن سیدی» می زند: پول بانک ها برای مردم است و به آنها برگردانده می شود و 300 خانواده با این پول راه افتاده اند اما هنوز 8 میلیارد باقی مانده گفته می شود.
در این فیلم «کیایی» بزهکاران، خلافکاران، سارقین را در جای قاضی و قاضی را در جای متهم قرار می دهد. وی بر این مهم صحه می گذارد که هرکسی در جایگاهی از حقش را آنطوری که فکر می کند باید پس بگیرد. در حقیقت، حقییقت و حقی وجود نداد. حق و حقیقت همان چیزی است که من فکر می کنم.
در این فیلم جامعه ای به تصویر کشیده می شود که همه در صدد هستند برای زنده ماندن دیگری را حذف کنند. شروع کار با نمایی از خروج «هومن سیدی» از در بزرگ زندان، در ادامه توطئه دزدی ماشین، کشمکش برای زنده ماندن بهتر و در آخر فیلم دوباره زندان و تکرار سیکل معیوبی که بزرگان جامعه آنرا به نفع یقه سفید ها، آقا زاده ها، پولدارهای... همراهی می کنند.
اگر چه «کیایی» به عنوان کارگردان و نویسند سعی بر این را دارد که گره و مشکلات و واقعیت های زیر پوست شهر و جامعه را به نمایش گذارد و مثل خیلی از کارگردان های روشنفکرامروزی هیچگاه به آن مطلب نرسیده که گره گشای این مشکلات را به چالش و تصویر بکشید.
شاید در پایان گفت:
- فیلم برداری و حرکات نرم و موفق مهدی جعفری توانسته تصویر موفقی از داستان را به روی پرده نقره بکشد.
- داستان های عشقی همیشگی که برای جذب مخاطب باید در گوشه ای از فیلم وارد شود.
- پاشیدن پول در بین مردم، یک گرته بری سطحی و دستمالی شده دست هزارم در انتهای فیلم.
- تعقیب و گریز های اضافی تنها برای کشدار شدن داستان فیلم.
- بازی خوب و موفق «هومن سیدی» در جایگاه یک هکر.
- داستان تکراری و همیشگی بدون ارائه هیچ نگاه نوعی در ساختار و ارائه.
- آموزش غلط به مردم" ... حقیقت و حقی وجود نداد حق و حقیقت همان چیزی است که من فکر می کنم."
- غالب بودن صدای موسیقی بر برخی دیالوگ های فیلم که خود از ضعف صدا گذاری فیلم به حساب می آید.
- ارائه تصویری از یک جامعه که به بهبود آن هیچ امیدی نیست.
و در نهایت اینکه همانطور که در بالا به آن اشاره شد؛
«کیایی» گیشه را خوب می شناسد، به همین خاطر علاقه های جامعه اش را خوب می شناسد. به همین خاطر سه شناسه حساس جامعه؛ مشکلات اقتصادی، سیاست و طنز خوب در کنار هم چینش کرده است. در حقیقت دال و مدلول را با شیرازه طنز خوب کنار هم می گذارد. پس می تواند نسب به دیگر فیلم های هم سطح خود فروش بهتری داشته باشد.
نوشته: داود یاراحمدی/ آرتنا
